(قسمت دوم) پاسخ به رایج ترین سوالات مطورجه در آزمون مصاحبه قضاوت (مخصوص داوطلبان آزمون قضاوت) مرحله مصاحبه علمی 1405

موسسه قانون یار در خدمت جامعه حقوقی کشور
بخش اول: آیین دادرسی کیفری
۱. احاله چیست؟ شرایط و فرآیند آن را توضیح دهید.
تعریف
احاله عبارت است از انتقال رسیدگی به یک پرونده کیفری از یک حوزه قضایی به حوزه قضایی دیگر، با رعایت شرایط و تشریفات قانونی. احاله با قرار عدم صلاحیت متفاوت است؛ در عدم صلاحیت، دادگاه اعلام میکند که قانوناً صلاحیت رسیدگی ندارد، اما احاله با وجود صلاحیت مرجع مبدأ و برای تحقق جهات قانونی خاص انجام میشود.
مستند قانونی: مواد ۴۱۸ تا ۴۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری
شرایط احاله
طبق ماده ۴۱۹، احاله در دو مورد امکانپذیر است:
1. متهم یا بیشتر متهمان در حوزه قضایی دادگاه دیگری اقامت داشته باشند.
2. محل وقوع جرم از دادگاه صالح دور باشد، بهگونهای که دادگاه دیگری به دلیل نزدیک بودن به محل وقوع جرم، بتواند آسانتر رسیدگی کند.
در این موارد، احاله نباید باعث عسر و حرج شاکی یا مدعی خصوصی شود.
علاوه بر این، طبق ماده ۴۲۰، برای حفظ نظم و امنیت عمومی نیز در شرایط خاص امکان احاله وجود دارد.
شبکه اجتماعی حقوقدانان
فرآیند احاله چگونه است؟
مرحله اول: درخواست احاله
درخواست، حسب مورد، از سوی دادستان یا رئیس حوزه قضایی مبدأ مطرح میشود.
مرحله دوم: موافقت مرجع صالح
اگر احاله بین دو حوزه قضایی در یک استان باشد، موافقت شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان لازم است.
اگر احاله از یک استان به استان دیگر باشد، موافقت دیوان عالی کشور لازم است.
مرحله سوم: ارسال پرونده
پس از طی تشریفات و اخذ موافقت لازم، پرونده برای ادامه رسیدگی به حوزه قضایی مقصد فرستاده میشود.
احاله در جرائم نظامی
طبق تبصره ماده ۴۱۸، در جرائم داخل در صلاحیت سازمان قضایی نیروهای مسلح، درخواست احاله حسب مورد از سوی دادستان نظامی یا رئیس سازمان قضایی استان مطرح میشود و موافقت رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح لازم است.
همچنین، ماده ۴۲۰ درباره احاله به منظور حفظ نظم و امنیت عمومی مقررات ویژهای دارد.
نکته مصاحبهای: تفاوت احاله و عدم صلاحیت را حتماً بلد باش؛ این تفاوت یکی از سؤالهای تکمیلی محتمل است.
۲. جرائم قابل گذشت و غیرقابل گذشت چه تفاوتی دارند؟
مستند قانونی: مواد ۱۰۰ و ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی کیفری
الف) جرم قابل گذشت
جرمی است که شروع تعقیب و ادامه آن، اصولاً به شکایت شاکی وابسته است و گذشت معتبر شاکی یا مدعی خصوصی، مطابق قانون، موجب موقوفی تعقیب یا اجرای مجازات میشود.
قابل گذشت بودن جرم باید در قانون تصریح شده باشد؛ صرف اینکه جرم مستقیماً به یک شخص آسیب زده است، برای قابل گذشت دانستن آن کافی نیست.
مثال: برخی مصادیق توهین، تهدید و جرائم علیه حیثیت یا اموال، در حدودی که قانون تعیین کرده است، قابل گذشتاند.
ب) جرم غیرقابل گذشت
جرمی است که تعقیب آن به شکایت خصوصی وابسته نیست و گذشت شاکی بهتنهایی موجب توقف تعقیب عمومی نمیشود.
مثال: بسیاری از جرائم علیه امنیت عمومی و جرائم مهمی که قانون آنها را غیرقابل گذشت دانسته است.
البته گذشت شاکی در جرم غیرقابل گذشت ممکن است در حدود قانون، در تخفیف مجازات یا تعیین آثار حقوقی دیگر مؤثر باشد.
تفاوت اصلی
موضوع | قابل گذشت | غیرقابل گذشت |
|---|---|---|
شرط شروع تعقیب | اصولاً شکایت شاکی لازم است | شکایت خصوصی شرط عمومی شروع تعقیب نیست |
اثر گذشت شاکی | میتواند تعقیب یا اجرای مجازات را متوقف کند | اصولاً تعقیب عمومی را متوقف نمیکند |
مبنای تشخیص | تصریح قانون | اصل بر غیرقابل گذشت بودن، مگر قانون خلاف آن را مقرر کند |
نکته تکمیلی ماده ۱۰۴
برای تشخیص مصادیق باید متن ماده ۱۰۴ را با اصلاحات آن در نظر گرفت. این ماده برخی جرائم تعزیری معین و جرائم مقرر در قوانین خاص را قابل گذشت میشناسد؛ همچنین درباره جرائم تعزیری درجه پنج و پایینتر ارتکابی از سوی افراد زیر هجده سال، در صورت وجود بزهدیده، حکم ویژه دارد.
نکته مصاحبهای: بهجای حفظ این تصور که تمام جرائم مربوط به اموال یا تمام جرائم دارای شاکی خصوصی قابل گذشتاند، ابتدا عنوان مجرمانه را تعیین کن و سپس ماده قانونی مربوط را بررسی کن.
بخش دوم: آیین دادرسی مدنی
۳. حیله و تقلب در اعاده دادرسی مدنی چیست؟ درخواست به کدام دادگاه داده میشود؟
مستند قانونی: بند ۵ ماده ۴۲۶ و مواد ۴۲۹ و ۴۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی
یکی از جهات اعاده دادرسی نسبت به حکم قطعی، این است که طرف مقابلِ درخواستکننده، حیله و تقلبی به کار برده باشد که در صدور حکم مؤثر بوده است.
شرایط تحقق این جهت
برای استناد به این بند باید احراز شود که:
1. حیله و تقلب از سوی طرف مقابل انجام شده باشد.
2. رفتار مزبور در حکم صادرشده مؤثر بوده باشد.
3. حیله و تقلب اثبات شود؛ صرف ادعای دروغگویی طرف مقابل برای پذیرش اعاده دادرسی کافی نیست.
مثال: یکی از طرفین با ارائه مدارک متقلبانه یا رفتار فریبکارانه مؤثر در نتیجه دعوا، دادگاه را به صدور حکم به نفع خود سوق داده است.
درخواست اعاده دادرسی به کدام دادگاه داده میشود؟
طبق ماده ۴۳۳:
اعاده دادرسی اصلی: دادخواست به دادگاهی داده میشود که همان حکم را صادر کرده است.
اعاده دادرسی طاری: درخواست به دادگاهی داده میشود که حکم در آنجا بهعنوان دلیل ارائه شده است؛ سپس مطابق مقررات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال میشود.
طبق ماده ۴۲۹، اگر جهت اعاده دادرسی حیله و تقلب یا جعلی بودن اسناد باشد، مهلت اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ حکم نهایی مربوط به اثبات حیله و تقلب یا جعل محاسبه میشود. مهلت عادی مقرر در ماده ۴۲۷ برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای مقیمان خارج از کشور دو ماه است.
پاسخ کوتاه شفاهی: «حیله و تقلب مؤثر در حکم، از جهات اعاده دادرسی موضوع بند ۵ ماده ۴۲۶ است. اعاده دادرسی اصلی طبق ماده ۴۳۳ به دادگاه صادرکننده همان حکم داده میشود.»
بخش سوم: حقوق شرکتها و تعاونیها
۴. در شرکت تعاونی چه کسی نماینده است و چگونه تعیین میشود؟
برای پاسخ دقیق باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: نمایندگی قانونی شرکت و نماینده حقوقی در دادرسی.
الف) اختیار هیئتمدیره
مطابق بند ۹ ماده ۳۷ قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، از وظایف و اختیارات هیئتمدیره، تعیین نماینده یا وکیل در دادگاهها و مراجع قانونی و سایر سازمانها، با حق توکیل، است.
بنابراین، هیئتمدیره از طریق تصمیم و صورتجلسه معتبر، نماینده یا وکیل شرکت را برای پیگیری امور مربوط تعیین میکند. حدود اختیارات شخص منتخب باید از مصوبه و مدارک نمایندگی مشخص باشد.
ب) آیا هر شرکت تعاونی میتواند هر کارمندی را بهعنوان نماینده حقوقی به دادگاه معرفی کند؟
اینجا نکته حقوقی مهمی وجود دارد.
ماده ۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، اجازه استفاده از نماینده حقوقی بهجای وکیل دادگستری را برای گروههای مشخصی از نهادها و شرکتها پیشبینی کرده است؛ شرکت تعاونی خصوصی صرفاً به دلیل تعاونی بودن، لزوماً در این فهرست قرار نمیگیرد.
پس باید میان اختیار هیئتمدیره برای تعیین نماینده طبق قانون تعاونیها و شرایط قانونی حضور نماینده غیر وکیل در دادرسی تفکیک کرد. در پرونده قضایی، سمت شخص و مبنای قانونی اختیار او باید احراز شود.
پاسخ پیشنهادی برای مصاحبه:
«طبق بند ۹ ماده ۳۷ قانون بخش تعاونی، هیئتمدیره اختیار تعیین نماینده یا وکیل برای مراجع قضایی و قانونی را دارد. این انتخاب باید با رعایت اساسنامه، تصمیم معتبر هیئتمدیره و حدود اختیارات انجام شود. همچنین برای حضور در دادگاه باید شرایط قانونی نمایندگی حقوقی یا وکالت احراز شود؛ صرف معرفینامه، در جایی که قانون چنین نمایندگیای را اجازه نداده باشد، کافی نیست.»
بخش چهارم: حقوق مدنی
۵. موانع مسئولیت مدنی را نام ببرید.
در حقوق مدنی، مسئولیت جبران خسارت زمانی مطرح میشود که شرایط قانونی مسئولیت، از جمله ورود زیان و وجود رابطه سببیت، احراز شود. بسته به مبنای مسئولیت، تقصیر نیز ممکن است شرط باشد.
مستندات کلی: قانون مسئولیت مدنی، بهویژه مواد ۱ تا ۴، و مواد ۲۲۷ و ۲۲۹ قانون مدنی در مسئولیت قراردادی
مهمترین مواردی که میتوانند مسئولیت را منتفی یا میزان آن را محدود کنند عبارتاند از:
۱. قوه قاهره و حادثه خارج از اختیار
اگر حادثهای غیرقابل پیشبینی و غیرقابل دفع، اجرای تعهد را ناممکن کند و شرایط قانونی مسئولیت قراردادی فراهم باشد، متعهد ممکن است از مسئولیت ناشی از عدم اجرا معاف شود.
مثال: در شرایط خاص، وقوع یک حادثه طبیعی اجتنابناپذیر موجب ناممکن شدن اجرای تعهد میشود.
۲. فعل زیاندیده
اگر زیان منحصراً ناشی از رفتار خود زیاندیده باشد و رابطه سببیت میان رفتار شخص دیگر و زیان احراز نشود، ممکن است مسئولیت شخص دیگر منتفی شود.
اگر تقصیر زیاندیده فقط در ایجاد یا افزایش زیان مؤثر باشد، حسب مورد میتواند در میزان جبران خسارت اثر بگذارد.
۳. فعل شخص ثالث
اگر زیان منحصراً ناشی از فعل شخص ثالث باشد و رفتار خوانده سبب حقوقی قابل انتساب به زیان نباشد، ممکن است مسئولیت او منتفی شود. اما اگر رفتار هر دو شخص در زیان مؤثر باشد، باید قواعد سببیت و مسئولیت مشترک بررسی شود.
۴. فقدان ارکان مسئولیت
اگر خسارت قابل اثبات نباشد، یا رابطه سببیت میان رفتار شخص و زیان وجود نداشته باشد، اصولاً مبنایی برای محکومیت به جبران آن خسارت وجود ندارد.
۵. رفتار مجاز قانونی
رفتاری که در حدود قانون مجاز است، صرفاً به دلیل اینکه نتیجهای نامطلوب برای دیگری داشته، الزاماً موجب مسئولیت مدنی نمیشود. البته باید شرایط قانونی و حدود مجاز بودن رفتار بررسی شود.
چرا این موارد مهماند؟
چون مسئولیت مدنی بر مبنای انتساب قانونی زیان شکل میگیرد. دادگاه باید بررسی کند چه کسی مسئول ایجاد خسارت بوده، آیا رفتار به او منتسب است و آیا علت خارجی یا رفتار زیاندیده در نتیجه مؤثر بوده است. در مواردی که تقصیر زیاندیده مؤثر است، ماده ۴ قانون مسئولیت مدنی نیز در تعیین میزان و شیوه جبران خسارت اهمیت دارد.
نکته مصاحبهای: موانع مسئولیت مدنی فهرست واحد و جامعی در یک ماده قانونی ندارند. بهتر است علاوه بر مثالهای بالا، توضیح دهی که هر مورد با توجه به نوع مسئولیت قراردادی یا قهری و رابطه سببیت بررسی میشود.
۶. فورس ماژور و قوه قاهره چه تفاوتی دارند؟
در اصطلاح حقوقی ایران، فورس ماژور و قوه قاهره عموماً مترادفاند و هر دو به حادثهای اشاره میکنند که خارج از اختیار متعهد است و با تحقق شرایط قانونی، مانع اجرای تعهد یا موجب معافیت از مسئولیت میشود. در برخی مباحث نظری، میان «قوه قاهره» و «حادثه اتفاقی» تفکیکهایی مطرح میشود؛ اما در حقوق ایران، برای پاسخ مصاحبهای نباید بدون دلیل قانونی آنها را دو نهاد کاملاً جدا با آثار متفاوت معرفی کرد.
شرایط مهم قوه قاهره
1. حادثه خارج از اختیار شخص باشد.
2. دفع آن خارج از توان متعارف و اقتدار او باشد.
3. حادثه در شرایط پرونده، اجرای تعهد را ناممکن کرده باشد؛ صرف دشوار یا پرهزینه شدن تعهد کافی نیست.
مستند قانونی
ماده ۲۲۷ قانون مدنی: متعهد در صورت اثبات اینکه عدم انجام تعهد ناشی از علت خارجی غیرقابل انتساب به او بوده، میتواند از مسئولیت خسارت معاف شود.
ماده ۲۲۹ قانون مدنی: اگر متعهد به علت حادثهای که دفع آن خارج از حیطه اقتدار اوست نتواند تعهد خود را انجام دهد، محکوم به خسارت نخواهد شد.
مثال
اگر اجرای تعهد به علت حادثهای واقعاً خارج از اختیار و غیرقابل دفع ناممکن شود، ممکن است قوه قاهره مطرح شود. اما افزایش قیمت مواد اولیه یا دشواری اقتصادی بهتنهایی، معمولاً به معنای تحقق قوه قاهره نیست.
پاسخ مناسب مصاحبه: فورس ماژور همان اصطلاح فرانسوی قوه قاهره است. برای اثر معافکننده آن، باید خارج از اختیار بودن حادثه، غیرقابل دفع بودن آن و تأثیر واقعی آن بر امکان اجرای تعهد احراز شود.»
بخش پنجم: آیین دادرسی کیفری و جرائم
۷. ضابط نظامی کیست؟ آیا ضابط عادی هم محسوب میشود؟
مستند قانونی: مواد ۶۰۲ و ۶۰۳ قانون آیین دادرسی کیفری
ضابط نظامی، مأموری است که طبق قانون، تحت نظارت و تعلیمات دادستان نظامی و دیگر مقامات قضایی مربوط، در کشف جرم، حفظ آثار و علائم، جمعآوری ادله، شناسایی و یافتن متهم، جلوگیری از فرار یا مخفی شدن او، تحقیقات مقدماتی، ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضایی اقدام میکند.
چه کسانی ضابط نظامی هستند؟
طبق ماده ۶۰۳، پس از کسب مهارتهای لازم و اخذ کارت مربوط، مأموران زیر در حدود قانونی ضابط نظامی محسوب میشوند:
مأموران دژبان نیروهای مسلح؛
مأموران حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح در حدود وظایف قانونی؛
مأموران بازرسی و قضایی نیروهای مسلح؛
فرماندهان، افسران و درجهداران آموزشدیده نیروی انتظامی، در حدود مقرر قانونی؛
افسران و درجهداران نیروهای مسلح در جرائم مشهود، در صورت نبود سایر ضابطان نظامی؛
سایر اشخاصی که طبق قانون خاص، در حدود وظایف خود ضابط نظامی هستند.
کارکنان وظیفه بهخودیخود ضابط نظامی محسوب نمیشوند و در این زمینه تحت نظارت ضابطان مربوط فعالیت میکنند.
تفاوت ضابط عادی و ضابط نظامی
ضابطان عادی در چارچوب وظایف قانونی خود در کشف و تحقیق جرائم عمومی فعالیت میکنند؛ ضابطان نظامی، در حدودی که قانون مقرر کرده، در کشف و تحقیق جرائم داخل در صلاحیت مراجع قضایی نظامی اقدام میکنند.
نکته مهم: نظامی بودن مرتکب بهتنهایی به این معنا نیست که هر جرم او الزاماً در صلاحیت دادگاه نظامی قرار دارد؛ باید ارتباط جرم با وظایف خاص نظامی یا انتظامی و قواعد صلاحیت بررسی شود.
۸. شخصی کارت بانکیاش را که رمز روی آن نوشته شده گم میکند و فرد دیگری از حساب او پول برداشت میکند. آیا سرقت است؟
برای پاسخ دقیق باید بین برداشتن کارت، ورود غیرمجاز به سامانه و تحصیل وجه تفاوت گذاشت.
عنوان مجرمانه محتمل
اگر فرد با استفاده غیرمجاز از کارت و رمز، از طریق دستگاه خودپرداز یا سامانه بانکی وجه برداشت کند، رفتار او حسب شرایط میتواند مشمول کلاهبرداری رایانهای یا تحصیل غیرمجاز مال از طریق سامانه رایانهای موضوع ماده ۷۴۱ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی باشد.
این ماده رفتارهایی را که از طریق سامانه رایانهای یا مخابراتی، با انجام اعمال غیرمجاز مربوط به دادهها یا سامانه، به تحصیل وجه، مال یا منفعت منجر میشود، جرمانگاری کرده است.
آیا حتماً سرقت نیست؟
نباید بدون بررسی شیوه ارتکاب، پاسخ مطلق داد. اگر مال از طریق عملیات غیرمجاز در سامانه بانکی تحصیل شده باشد، عنوان خاص جرائم رایانهای باید بررسی شود. اگر رفتار مستقلی مانند ربودن خود کارت هم رخ داده باشد، عنوان آن رفتار نیز جداگانه بررسی میشود.
آیا نوشتن رمز روی کارت موجب رضایت مالک است؟
خیر. بیاحتیاطی مالک در نگهداری کارت و رمز، به معنای اجازه برداشت وجه نیست و بهخودیخود مسئولیت کیفری مرتکب را از بین نمیبرد. آثار احتمالی این بیاحتیاطی در روابط بانکی یا جبران خسارت، موضوع جداگانهای است.
پاسخ پیشنهادی مصاحبه:اگر شخص با وارد کردن اطلاعات کارت و رمز، بهصورت غیرمجاز از سامانه بانکی وجه تحصیل کند، عنوان کلاهبرداری رایانهای موضوع ماده ۷۴۱ قابل بررسی است؛ اما باید شیوه دقیق برداشت و رفتارهای انجامشده را احراز کرد. صرف گم شدن کارت یا نوشته شدن رمز روی آن، به معنای رضایت مالک نیست.»
۹. در اخذ به شفعه، اگر شفیع رضایت دهد، آیا بعداً میتواند رجوع کند؟
مستند قانونی: مواد ۸۰۸، ۸۲۱ و ۸۲۲ قانون مدنی
اصل حق شفعه در شرایط خاصی ایجاد میشود: مال غیرمنقول قابل تقسیم باشد، میان دو نفر مشترک باشد و یکی از آن دو سهم خود را از طریق بیع به شخص ثالث منتقل کند؛ در این صورت شریک دیگر با رعایت شرایط قانونی میتواند از حق شفعه استفاده کند.
مطابق ماده ۸۲۱، حق شفعه فوری است. طبق ماده ۸۲۲، این حق قابل اسقاط است و اسقاط آن با هر لفظ یا فعلی که دلالت بر صرفنظر کردن از حق داشته باشد، تحقق مییابد.
پاسخ
اگر شریک با علم به شرایط ایجاد حق شفعه، بهطور روشن و معتبر از این حق صرفنظر کند، اصولاً نمیتواند صرفاً به دلیل تغییر تصمیم خود، از اسقاط معتبر رجوع کند و همان حق را دوباره احیا نماید.اما صرف هر نوع رضایت یا سکوت لزوماً اسقاط حق نیست؛ باید بررسی کرد که رفتار یا گفتار شفیع واقعاً دلالت بر صرفنظر کردن از حق شفعه داشته است یا خیر.
اگر شفیع بعداً سهم خودش را به دیگری بفروشد، این اقدام بهخودیخود حق شفعهای را که قبلاً بهطور معتبر اسقاط شده است، احیا نمیکند.
نکته مصاحبهای: پاسخ را با دو ماده ۸۲۱ و ۸۲۲ کامل کن؛ فوریت حق و امکان اسقاط آن، دو نکته اصلی این سؤالاند.
بخش ششم: تحلیل سؤالهای روانشناسی
در این بخش، نمیتوان صرفاً از روی چند سؤال نتیجه گرفت که ارزیابی فرد مثبت یا منفی بوده است. اما میتوان فهمید که سؤالها چه حوزههایی را بررسی میکردند.
۱. گفتن سال تولد و کم کردن ۹ تا ۹ تا
این نوع پرسش معمولاً میتواند برای بررسی تمرکز، سرعت محاسبه ذهنی، حافظه کاری و توانایی دنبال کردن یک رشته عددی در شرایط مصاحبه به کار رود.
نکته مهم، فقط سرعت نیست؛ دقت و توانایی ادامه دادن روند هم اهمیت دارد.
۲. «آخرین بار کی گریه کردی؟»
این پرسش ممکن است برای بررسی آگاهی فرد از احساسات خودش، شیوه مواجهه با غم و میزان راحتی او در صحبت درباره تجربههای عاطفی مطرح شود.
گریه کردن یا گریه نکردن بهتنهایی نشاندهنده ضعف یا قدرت شخصیتی نیست. زمینه تجربه، نحوه مدیریت احساسات و اثر آن بر عملکرد فرد مهمتر است.
۳. «سادهای یا پیچیده؟»
این سؤال میتواند خودشناسی، نحوه توصیف شخصیت و توانایی فرد در ارائه تصویری متعادل از خودش را بررسی کند.
پاسخ مناسب باید روشن و دارای مثال باشد؛ برای نمونه، فرد میتواند توضیح دهد که در روابط روزمره صریح و ساده است، اما در تصمیمهای مهم، بررسی جوانب مختلف را ضروری میداند؛ البته فقط اگر این توصیف با شخصیت واقعی او سازگار باشد.
۴. «دروغ میگویی؟ غیبت کردهای؟»
ممکن است این سؤالها برای بررسی صداقت، نگرش اخلاقی، خودارزیابی و شیوه پاسخگویی در موقعیتهای حساس مطرح شوند.
پاسخ مطلق مانند «من هرگز دروغ نگفتهام» لزوماً بهترین پاسخ نیست. در مقابل، اعتراف غیرواقعی یا اغراقآمیز هم مناسب نیست.
بهتر است پاسخ با تجربه واقعی فرد هماهنگ باشد و نشان دهد که درباره آثار اخلاقی رفتار خود فکر میکند و مسئولیت رفتارهایش را میپذیرد.
۵. زندگینامه پدر و ویژگیهای مثبت او که در تو اثر گذاشته است
این پرسشها میتوانند به بررسی تجربههای خانوادگی، الگوهای رفتاری، ارزشهای آموختهشده و شیوه توصیف روابط نزدیک مربوط باشند.
اگر از تو خواستند ویژگی مثبت پدرت را نام ببری، بهتر است صرفاً صفات کلی مانند «خوب، مهربان و زحمتکش» را پشت سر هم نیاوری؛ یک ویژگی را با مثال واقعی توضیح بده.
برای نمونه: «یکی از ویژگیهای مثبت پدرم مسئولیتپذیری است. در موقعیتهای دشوار تلاش میکرد کارهایش را پیگیری کند و این موضوع بر نگاه من به مسئولیت اثر گذاشته است.» البته این را فقط در صورتی بگو که با تجربه واقعی تو مطابقت دارد.
۶. «انرژیت کم است، بلندتر صحبت کن»
این بازخورد ممکن است به بلندی صدا، میزان مشارکت کلامی، وضوح بیان یا شیوه حضور در جلسه مربوط باشد. از آن بهتنهایی نمیتوان درباره شخصیت یا سلامت روان فرد نتیجه قطعی گرفت.
در مصاحبه شفاهی بهتر است با صدای قابل شنیدن و سرعت متعادل صحبت کنی، پاسخ را در یک یا دو جمله اصلی متمرکز کنی و هنگام نیاز توضیح تکمیلی بدهی.
۷. پرسشهای پیاپی و اینکه میپرسند «پاسخ این چی شد؟»
پرسشهای متوالی ممکن است چند توانایی را بررسی کنند:
حفظ توجه در جریان گفتوگو؛
حافظه کاری و توانایی نگه داشتن چند سؤال در ذهن؛
اولویتبندی و سازماندهی پاسخ؛
تحمل فشار و بازگشت به سؤال قبلی پس از وقفه.
اگر چند سؤال همزمان مطرح شد، میتوانی با آرامش بگویی: «اجازه بدهید به ترتیب پاسخ بدهم.» سپس پاسخها را یکییکی ارائه کن. اگر سؤال قبلی از ذهنت رفت، بهتر است صادقانه درخواست کنی آن را تکرار کنند، نه اینکه حدس بزنی.
جمعبندی برای آمادگی مصاحبه
از تجربهای که شرح دادی، میشود گفت بخش روانشناسی فقط درباره ویژگیهای شخصیتی نبود؛ سؤالها علاوه بر خودشناسی و صداقت، ممکن است توجه، بیان کلامی و عملکرد فرد در موقعیتهای سریع را نیز بررسی کرده باشند. بااینحال، از روی این پرسشها بهتنهایی نمیتوان هدف قطعی ارزیاب یا نتیجه مصاحبه را تشخیص داد.
برای تمرین، هر پاسخ حقوقی را ابتدا در یک جمله تعریف کن، سپس ماده قانونی را بگو و در پایان یک مثال یا استثنای مهم را اضافه کن. در بخش روانشناسی نیز پاسخهای واقعی و روشن بده و بهجای تلاش برای حدس زدن پاسخ مطلوب ارزیاب، روی خودشناسی و بیان منظم تمرکز کن.

موسسه قانون یار در خدمت جامعه حقوقی کشور